طب سنتی

ریشه طب سنتی در ایران بر مبنای تعالیم اوستا و زرتشت بود که نمونه‌هایی از آن را در اشعار فردوسی درباره جمشید می‌بینیم. طب سنتی ایران تشکیل شده است از طب قدیم فلات ایران، طب شرقی، طب یونانی، طب شفاهی و طب اسلامی که روایات بزرگان دینی بر آن اشاره دارد. ایرانیان سهم بزرگی در پیشرفت طب قدیم داشتند و بزرگ‌ترین عواملی که در بنیانگذاری هسته مرکزی طب سنتی دخالت داشتند علاوه بر ویژگی‌های طبیعی می‌توان به فتوحات و سیاست شاهان هخامنشی و ساسانی به ویژه کوروش، شاه‌پور اول، انوشیروان و پس از آن به آیین اسلام اشاره کرد.


مهم‌ترین امتیاز اسلام در این خصوص دستورات قرآن و بزرگان دین در امر تفکر و تدبر در محیط زیست و درون وجود انسان و تشویق مسلمانان به یادگیری علم بود که در نتیجة آن گسترش تمامی علوم پیشین و تازه‌سازی آنها بود که ایرانیان در این قسمت یعنی طب سهمی بسیار بزرگ داشتند. چنانکه می‌دانیم بزرگ‌ترین پزشکان عالم اسلام ایرانی بودند و طب سنتی در همان دوره‌های اولیه در کشورهای مختلف جهان به سرعت گسترش یافت.


در هر دوره‌ای از تاریخ به تعداد اطباء افزوده شد و هر کدام اصولی را به علم طب افزودند. فن طبابت بیشتر مربوط به استعداد شخصی است چه بسا پزشکانی که بسیار خوب تحصیل کرده اند اما در تشخیص بیماری دچار مشکل بودند.


در تمدن اسلامی گروهی از پزشکان (به ویژه در بین ایرانیان) پا به میدان گذاشتند که با داشتن استعداد پزشکی در تشخیص بیماری‌ها نام پرافتخاری را نصیب خود کردند. سرشناس‌ترین این پزشکان ایرانی زکریای رازی، ابوعلی‌سینا، مجوزی، موفق‌هروی، جرجانی، حکیم مؤمن بودند. اساس تشخیص بیماری توسط این پزشکان در طب سنتی بر مبنای این بود که آن‌ها برای انسان چهار طبع یا صفت را در نظر می‌گرفتند که عبارت بودند از گرمی، برودت، رطوبت و یبوست که گرمی از حرارت، برودت از سردی، رطوبت از تری و یبوست از خشکی پدیدار می‌شد و از ترکیب کردن این طبع‌ها بود که خصوصیات دیگری چون گرمی و خشکی، گرمی و تری، سردی و تری و سردی و خشکی حاصل می‌شد و از آنجا که 4 عنصر تشکیل‌دهندة جهان را آتش، هوا، آب و خاک می‌دانستند هر کدام از خواص اشیاء و عناصر را در خاصیت طبع ها می‌آوردند به‌طوری که آتش و نور (گرمی و خشکی)، هوا (گرمی و تری)، آب (سردی و تری) و خاک (سردی و خشکی) را شامل می‌شد. بعد از تقسیم‌بندی طبع‌ها و توزیع هر کدام در عناصر چهارگانه در استان مزاج‌ها پدید می‌آید. مثلاً اگر گرمی و سردی با هم در یک فرد باشند و خشکی بر رطوبت یا تری غالب باشد آن فرد را خشک‌مزاج گویند.
از سوی دیگر با خوردن خوراک‌ها فعل و انفعالاتی بر روی غذا و خوراک‌ها در بدن پدید می‌آید که آنها را صفرا (زردآب)، دم (خون)، بلغم (خون سفید) و سودا (زردآب سوخته) می‌نامیدند. بعضی از این اخلاط برای بدن خوب و برخی مضرند. اخلاط خوب آنهایی هستند که به بدن خوراک و نیرو می‌رسانند و جایگزین مایعات یا رطوبت از دست رفته شوند و خلط‌های (اخلاط) بد آنهایی هستند که چنین عملی را در انسان انجام نمی‌دهند و عمل تغذیه بدن باید با دارو مداوا شود. از نظر پزشکان طب سنتی در صورت رعایت نشدن تعادل در اموری چون خوردن و آشامیدن، هوا، خواب، بیداری، اعراض نفسانی، حرکت و سکون، احتباس و استفراغ، بدن از سیر طبیعی و مزاج اصلی خود منحرف می‌شود و سلامت ذاتی او به خطر می‌افتد و شخص دچار مرض (بیماری) می‌شود. از این‌رو نیاز به دارو پیدا می‌کند تا به حالت اصلی خود برگردد. این دارو است که می‌تواند با کمک طبیعت و با دقت نظر، مزاج را به حالت طبیعی بازگرداند. بنابراین یک اصول پزشکی خاصی وجود داشت که پزشکان آن زمان می‌بایستی به آن آشنایی داشته باشند تا در درمان‌ها از آن استفاده کنند.
در طب قدیم برای معالجه بیشتر بیماری‌ها از گیاهان استفاده می‌کردند چنانکه می‌توان پیشرفت داروهای گیاهی را همپای پیشرفت طب سنتی دانست. در قدیمی‌ترین سند خطی طب سنتی که به خط میخی بابلی در اور و بین‌النهرین کشف شده بحث از علم طب و درمان‌شناسی به ویژه با ریشه، ساقه و برگ گیاهان شده است که به احتمال زیاد به 300 سال پیش از میلاد مربوط می‌شد.


در ایران باستان نیز از گیاهانی چون کندر، صندل، کافو و عود برای بخور دادن استفاده می‌کردند. استفاده از گیاهان به شیوه‌های مختلفی چون افشره، جوشانده، ضماد، روغن و یا خام آن صورت می‌گرفت. شستشوی بدن با عصاره آمیخته به گیاهان در قدیم بسیار رایج بود. پدر طب سنتی در ایران ابوعلی‌سینا است که در زمینه گیاه‌درمانی و دارودرمانی از نوابغ روزگار بود، تمدن اسلامی در قرن هفتم میلادی رشد چشمگیر خود را در علم پزشکی شروع کرد و شاهد تکامل گسترده در زمانی کوتاه بود و پزشکان برجسته‌ای پزشکی را از اعماقی که در آن افتاده بود بالا کشیدند و سبب پیشرفت آن شدند. دانشمندان بزرگ اروپایی و پزشکان قرون وسطی و رنسانس تحسین خود را اعلام کردند و مهارت بزرگ پزشکان اسلامی را پذیرفتند. از جمله این پزشکان نامی می‌توان به رازی پزشک متخصص بغداد، ابوعلی‌سینا که سردسته پزشکان بود و زهراوی پدر جراحی عرب اشاره کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انواع درمان در طب سنتی ایرانی

1- گیاه درمانی ( Phytotherapy )

درمان بیماری های مختلف جسمی و روحی به وسیله گیاهان را "گیاه درمانی" می گویند.
یکی از روش های قدیمی جهان، طب گیاهی است. خداوند حکیم درمان همه بیماری ها و دردهارا در طبیعت قرار داده است.«طبیعت خادم طبیعت است».

2- ماساژ درمانی ( Massage therapy )

درمان بیماری های عضلانی، اسکلتی، گوارشی، سردردها، رفع استرس و افسردگی، بهبودی جریان خون و افزایش اکسیژن رسانی به بافت ها و بهبودی ده ها بیماری دیگر از خواص ماساژ درمانی است.
بعضی ماساژهای درمانی عبارتند از:
ایروودا، یومیهو، تای ماساژ، ماساژهای آرام بخش و ماساژهای زیبایی.

3-شیاتسو ( Shiatsu )

فشردن نقاط حیاتی بدن برای سلامتی، توسط انگشتان دست را "شیاتسو" می گویند.
یک تکنیک سالم و مؤثر که بیشتر پیشگیری کننده است و به عنوان شکلی از فیزیوتراپی برای بیماری های خاص مورداستفاده قرار می گیرد.
بیماران انرژی و نیروی ذخیره شده خود را ازاین طریق بدست می آورند و افرادی را که از استرس، تنش، افسردگی و یا بی خوابی رنج می برند، می توان با این روش درمان کرد.

4-حجامت (Cupping )

در زبان فارسی حجامت به معنی مداوا تعریف شده و یک روش خون گیری است که برای پیشگیری از بیماری ها و درمان بعضی بیماری ها انجام می گیرد.
حجامت خشک بدون تیغ و خونگیری است و حجامت تر همراه خونگیری است.
مردم بر اساس توصیه رسول اکرم(ص)که می فرمایند:«بهترین عید، دوره حجامت است»، عید خون می گرفتند.
حجامت در پیشگیری و درمان بیماری هایی چون آسم، اعتیاد به مواد مخدر، نارسایی هضم غذا، سردردهای میگرنی و اعصاب، چربی خون، غلظت خون و بیماری های پوستی کاربرد دارد.

5-بادکش درمانی ( Dry cupping )

بادکش درمانی، ایجاد مکش در نقاط مختلف بدن به منظور انبساط عروقی بدن و انحراف مواد از نقطه خاص است که حجامت خشک نیز می نامند.
انجام بادکش و چرخاندن لیوان روی بدن افراد فلج شده ناشی از سکته مغزی و قلبی، باعث بهبودی می شود.
در بعضی بیماران انجام بادکش با ترکیبی از روغن های مخصوص باید صورت گیرد.

6-زالو درمانی( Leech therapy )

زالو درمانی یکی از روش های خون گیری طبی محسوب می شود که به لحاظ نحوه خون گیری و ماده هیرودین که توسط زالو به بدن وارد می کند، در طب سنتی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. هر زالویی اثر درمانی ندارد. در بزاق زالو ماده ضد انعقادی وجود دارد که موجب رقیق شدن خون، بازشدن عروق تنگ و در نتیجه موجب افزایش خون رسانی و اکسیژن رسانی موضع یا عضو می گردد.
اکنون زالو درمانی در بیماری هایی چون تنگی عروق قلب، پیوند پوست، پیوند اعضاء، واریس، ضایعات پوستی، بیماری های مفاصل، آرتروز، هموروئید، زیبایی پوست و تقویت سیستم ایمنی کاربرد دارد.

7-فصد ( رگ زدن) ( Fasd )

یکی از روش های خون گیری در طب سنتی است. این عمل باعث دفع بسیاری از سموم بدن به خصوص در مواقع غلبه سودا شده و مواد زائدی که در خون رسوب و افزایش پیدا می کند را نیز دفع می کند.
فصد در واقع همان رگ زدن است ، ولی بایستی توسط افراد ماهر و متخصص صورت گیرد.
کاربردهای مهم فصد عبارتند از:
کمردرد سیاتیکی، هموروئید، پاکسازی طبایع غالب، بیماری های گوارشی و... .

8-آب درمانی یا آبزن ها ( Hydrotherapy )

یکی از روش های طب سنتی است که همراه با اسانس های گیاهی یا بدون آنها، کاربرد زیادی برای بهبود رعیشه، ضایعات پوستی، دردهای مفاصل، سیاتیک، نشاط و تقویت بدن، تقویت عضلات و اصلاح منافذ بدن، گرم کردن و افزایش رطوبت بدن دارد.

زالو درمانی :

برغم اینکه برخی از انواع زالو فوق العاده خطرناک و بیماریزا است امروزه گونه های متعددی از زالوها وجوددارند که اثرات درمانی جالب توجهی دارند.
زالو از دو هزار و۵۰۰سال قبل در ایران، هند، یونان و روم و سپس در اروپا مورد استفاده پزشکی داشته است .
در قرن نوزدهم از این جانور کوچک برای درمان هر دردی از جمله سر درد، تب ، زخم های عفونی شده ، دمل و آبسه استفاده می شده است .
بزاق زالو، به دلیل اثر ضد انعقادی هیرودین امروزه در تحقیقات جدید ثابت شده که پس از عمل جراحی آنژیوپلاتسی قلب و بطور کلی در بیماری های کرونری قلب، می تواند نقش موثری ایفا کند و ریسک جراحی و خطر حملات قلبی را به حداقل کاهش دهد.
در هندوستان ‪۲۰بیمار با واریس اندام تحتانی (پیشرفته)داوطلب زالو درمانی شده و پاسخ درمانی شگفت آوری مشاهد شده و تمامی ‪۲۰نفر (صد در صد بیماران مورد مطالعه)کاملا درمان شدند.
ماده آنتی کوآگولان (ضد انعقادی) که در بزاق زالو موجود است بنام هیرودین موجب رقیق شدن خون، باز شدن عروق بسته و بالطبع افزایش خون رسانی و اکسیژناسیون موضع می شود.
پیش بینی می شود حداقل یکصد نوع ماده ویژه با اثرات درمانی گوناگون توسط زالو ترشح میشود . اکنون در شمار کثیری از کلینیک های معتبر اروپا و آمریکا از زالو برای رقیق شدن خون متعاقب آنژیوپلاستی قلب، گرافت های پوستی و پیوند اعضا (برای تسریع خونرسانی موضع و پیشگیری از انعقاد خون در عروق)، واریس ، ضایعات پوستی و زیبایی پوست و حتی تقویت سیستم ایمنی بدن ، استفاده طبی بعمل می آید.
محققان هندوستان طی بررسی های علمی متوجه شدند که زالو ، خون سیاهرگی مملو از دی اکسید کربن را به خون شریانی حاوی ‪ O۲اکسیژن ترجیح می دهد و در مکیدن خون ، عروقی را انتخاب می کند که دارای غلظت بالاتر و خون فاسد تر باشند.
زالو از سویی خون آلوده و فاقد اکسیژن را تخلیه می کند و از سوی دیگر بزاق خود را که حاوی ماده ای ضد انعقاد و آنتی کوالاگون (هیرودین) و احتمالا بیش از یکصد نوع ماده ‪ Bioactiveدیگر است به موضع تزریق می کند .
یعنی دو عمل تصفیه خون و ترقیق خون را همزمان انجام می دهد و بالطبق این خون سالم سازی شده به کنترل عفونت ها و عملکرد بهتر سلول های دفاعی خون و سیستم ایمنی و افزایش اکسیژناسیون بافت ها منجر خواهد شد.
هر زالو طی مدت ‪۱۵تا ‪۶۰دقیقه پنج تا ‪۱۵میلی لیتر خون می مکد که ‪۱۰ برابر حجم بدن خود را تشکیل می دهد .
خونریزی پس از جدا شدن زالو دو تا ‪۱۰ساعت طول می کشد .ماده بی حسی تزریق شده توسط زالو در موضع ، سبب از بین رفتن درد حین نیش زدن و مکیدن خون می شود.

 

 

صادرات زالو

کشورهایی نظیر روسیه و انگلستان از ره آورد صادرات زالو درآمد ارزی هنگفتی برای اقتصادشان فراهم کرده اند. در طب سنتی ایرانیان کاربرد زالو بسیار وسیع بوده و در بیماری هایی همچون بیماری های خونی و عفونی، فشار خون، سکته قلبی، بیماری های چشمی، پوستی، واریس، بواسیر و آبسه های چرکی مورد استفاده قرار گرفته است.
بر اساس سازمان بیو فارم انگلستان این کشور در سال ‪ ۲۰۰۴حدود چهار میلیارد زالو به ارزش هر یک عدد یک و نیم پوند به خارج صادر کرده است ( با ارزش و سود شش میلیارد پوند یا حدود ‪۱۰میلیارد دلار!). در ترکیه نیز کنار بانک خون، بانک زالو وجود دارد و اکثر کشورهای اروپایی مشتری دایم خرید زالوهای طبی از این کشور هستند.

در ایران دیروز :

در طب عامیانه مردم ایران ، زالو همانند حجامت و فصد بعنوان یک رفتار درمانی و پیشگیری پذیرفته شده و شناخته شده حضور داشته است و مردم شهر و روستای ایران می دانستند که علاج بسیاری عفونت ها و زخم ها و کسالت های بدن با زالو اندازی ممکن است .
حکیم جرجانی در کتاب سوم ذخیره خوارزمشاهی اشاره به نحوه استعمال زالو و جایگاه درمانی آن کرده و منفعت زالو اندازی را بیشتر در بیماری های پوستی می داند و معتقد است ابتدا باید تن را با فصد و مسهل پاکیزه کرد و سپس زالو انداخت.
شیخ الرییس ابن سینا نیز باب مبسوطی پیرامون زالو دارد و می گوید :از زالوهایی که کرک ریز و نمر دارند یا لاجوردی رنگ هستند پرهیز کنید زیرا دچار غشی ، خونریزی ، تب ، سستی و قرحه های بدخیم خواهید شد . از زالوهایی استفاده شود که در آب های خزه دار که محل زیست قور باغه ها ست نمو کدره و نه زالویی که در آبهای گل آلود سیاه بوده است .
ابن سینا همچنین زالو را بهتر از حجامت در بیرون آوردن خون تباه از عمق بدن می داند و اضافه می کند: زالو را ابتدا سرازیر نگهدارید تا استفراغ کند و محتویات شکمش بیرون آید . سپس اندکی خون بره به او بدهید . سپس مواد چسبنده و کثیف بدن او را با بوراکس پاک کنید ( استفاده از مواد صابونی عطر دار مضر است) و جایی را که می خواهید زالو بگذارید با دست مالش دهید تا سرخ شود . اگر جای زالو انداختن را با گل سر شور یا خون اندود کنند زالو بهتر می چسبد . بهتر آن است که پس از جدا شدن زالو، محل گزش او را حجامت بر نهید.

ایران امروز :

به گفته یک عضو موسسه تحقیقات حجامت ایران ، نماینده ‪ ) WHOسازمان جهانی بهداشت) در سال ‪ ۱۳۷۹در زمینه کنگره بین المللی طب سنتی و مفردات پزشکی تهران ، از چند اتاق عمل مجهز بیمارستان های مطرح و در جه یک ایران بازدید کرده بود و گفته بود :
اتاق عمل های شما ناقص است زیرا جایی برای نگهداری زالو و کاربرد زالو ندیدم!
در زمان حاضر در شهر تهران در برخی بیمارستان های فوق تخصصی ، جراحان مشهور و صاحب سبک، در جراحی های ترمیمی خود از زالو درمانی کمک می گیرند.
تاکنون در جهان سه هزار مقاله علمی پیرامون زالو و زالو درمانی ثبت شده که در موسسه تحقیقات حجامت ایران دو هزار و ‪۵۰۰ مقاله آن به فارسی ترجمه شده است.
بر اساس مقالات پزشکی داخل و خارج کشور برخی سرطان های بدخیم نظیر ملانوما ، اگزمای پوستی، سکته های مغری و قلبی، فشار خون ، سلولیت ، کمر درد و دردهای سیاتیکی ، آرتروز زانو، مشکلات شنوانیی ، زخم معده، هماتوم ، ضعف اعصاب و وسواس از جمله بیماری هایی محسوب می شوند که می توانند با زالو درمان شوند .

 

 

 

 

 

فرق گیاهان دارویی با داروهای گیاهی

 

 

اشتباه رایجی که در بین اکثر افراد وجود دارد، قایل نبودن تفاوت بین گیاهان دارویی و داروهای گیاهی است. گیاهان دارویی مثل زیره، رازیانه، هل یا دارچین گیاهانی هستند که برخی خواص درمانی آنها که عمدتاً بی‌ضرر یا کم‌ضرر هستند، به اثبات رسیده است اما داروهای گیاهی حاصل تبدیل برخی گیاهان به دارو در کارخانه‌های داروسازی و طی فرآیندی خاص و استریل هستند.

 

 

 

 

 

 

 

با این توضیحات و ذکر تفاوت گیاهان دارویی و داروهای گیاهی باید گفت که عطاری‌ها تنها حق فروش گیاهان دارویی را دارند، گیاهانی که تعدادشان مشخص است و طی سالیان دراز فواید و بی‌عارضه یا کم‌عارضه بودنشان به اثبات رسیده است. عطاری‌ها باید گیاهانی مثل گل گاوزبان که اثر درمانی‌اش برای تقویت اعصاب یا زیره برای درمان نفخ که بر اساس تجربه‌های طولانی و نسل به نسل منتقل شده است را به فروش برسانند. مسلم است که مصرف بی‌رویه و بیش از حد نیاز هر نوع خوراکی اعم از گیاهی یا شیمیایی می‌تواند برای بدن ضرر داشته باشد. بنابراین این گیاهان دارویی هم باید به موقع و به طور صحیح مصرف شوند. حدود 95 درصد از داروهای گیاهی عضو لیست داروهای بدون نیاز به نسخه هستند یعنی اینکه می‌توان آنها را بدون نسخه از داروخانه‌ها تهیه کرد و تقریباً عوارض خاصی پس از مصرف در پی ندارند و 5 درصد باقی‌مانده که به علت مصرف نابه‌جا عوارض دارند را باید با نسخه از داروخانه‌ها تهیه کنید. هم اکنون حدود 150 داروی گیاهی عضو لیست داروهای بدون نیاز به نسخه در داروخانه‌های ایران و حدود 200 گیاه دارویی در عطاری‌ها وجود دارد. عطاری فقط و فقط محل فروش گیاه دارویی تغییر شکل نیافته است و نه محل تشخیص و درمان بیماری یا فروش داروهای دست‌ساز، قرص، کپسول، شربت یا حتی گیاه پودرشده. جای دارو، تنها در داروخانه است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دسته بندی داروهای گیاهی بر اساس ( مزاج -  مزه  - کنش  )

 

 

مزاج داروها :

مزاج بر دو نوع است :مزاج اول ، مزاج دوم .
مزاج اول :اولین مزاجی است که از عناصر چهارگانه حاصل می شود .
مزاج دوم :مزاجی است که از عواملی که خود آنها دارای مزاج ویژه ای هستند پدید می آید مانند مزاج داروهای مرکب یا مزاج پادزهرها (تریاق )
مزاج دوم بر دو گونه است :1 ـ ترکیبات نیرومند و پایدار 2 ـ ترکیبات سست و ناتوان .

مزاج نیرومند :

اگر دو ماده ی ساده با هم ترکیب شوند و اجزای هر دو چنان به هم جوش خورده باشند که گرمای غریزی اندام ما در جدا ساختن آنها با دشواری روبرو شود ،آن مزاج پایدار است .

مزاج سست و جدایی ناپذیر :

اگرمزاج ،آن مزاج مستحکم نباشند و حالت امتزاج اجزای ساده چنان باشد که مزاج ما یارای از هم جدا ساختن آنها را داشته باشد ، آنگاه قوای آنها مخالف یکدیگر است ، هریک بکار خود می پردازد و بر ضد جزء جدا شده از آن قد علم می کند .
داروهای سست آمیز نیز به چند قسم هستند :
1 ـ برخی از آنها بیشتر از بقیه با هم در آمیخته اند و نمی توان بوسیله ی پختن یا شستن ، قوایی را که در آنهاست از هم جدا سازیم .مثلاً بابونه دارای دو نیروی تحلیل برنده و قابض است . هر گاه بابونه را آب پز کنیم و آن را ضماد سازیم هیچ یک از قوایش از یکدیگر جدا نمی شوند .
2 ـ در برخی از این داروها قوه های موجود ،در حالت پختن از هم جدا می شوند مانند :کلم .
گوهری که کلم دارد از دو ماده ترکیب یافته است :یکی ماده خاکی که گیرنده ( قابض )است و دیگری ماده ی لطیف و زداینده بورقی .براثر پختن کلم ، ماده ی لطیف و زداینده ی بورقی می گذارد و گوهر قابض خاکی بر جای می ماند و از آن روست که آب کلم پخته مسهل است و نپخته آن بند آورنده .
جزء های ساده گروهی از این داروها را می توان به وسیله ی شستن آنها از هم جدا نمود مانند کاسنی و بسیاری از سبزی ها .
3 ـ در برخی از داروهای مفرده به نظر می رسد که دو گوهر مختلف المزاج در آنها وجود داشته باشد که با هم نیامیخته باشند . این اختلاف در برخی از آنها مثل ترنج آشکار است و با حس می توان درک کرد و در برخی مثل اسفرزه نامحسوس است .

شناسایی قوای مزاج داروها :

قوت دارو را می توان از دو راه شناخت :الف ـ مقایسه ب ـ آزمایش
الف ـ مقایسه
درشناخت قوای داروهای مفرده ازراه قیاس قوانینی به شرح زیر وجود دارد :
1-زود گرم شدن و تبدیل سریع به آتش
2 ـ دیر گرم شدن و گرمی پذیرفتن
3 ـ سرعت انجماد
4 ـ تأخیر در انجماد
5 ـ بو ، مزه ، رنگ
6 ـ اثرات دارویی و قوه ای که از آن پدید می آید .از این راه می توان دلیل های آشکار بروجود قوای مجهول بدست آورد .

 

گرمی و سردی چیست؟

 

 

 

 

 

 

 

درمان های سنتی بر چهار رکن اصلی مبتنی بر :
1 ـ تشخیص
2 ـ پالایش معده و روده ، خون و خلط

3 ـ متعادل کردن مزاج یا
( خلط ) با در نظر گرفتن گرمی یا سردی مزاج شخص
4 ـ علاج

 


پیشینیان گرمی را به خوراکی های طبیعی انرژی دهنده اطلاق می کردند ( که شامل شیرین مزه ها مانند عسل و تندمزه ها مانند فلفل است ) و با مصرف آنها علائم یا عوارض گرمی ایجاد می شود که عبارتند از : عوارض پوستی (جوش و خارش و ... ) گلودرد ، سوزش ادرار ، تلخی زبان ، عوارض کبدی ، بدبویی عرق ، چاقی موضعی ، چرب شدن پوست سر ، افزایش احتمال مذکر شدن جنین ، تقویت حافظه ، خشک شدن بینی و دهان ، ایجاد یبوست ، افزایش میل جنسی .
آنتی بیوتیک ها و پنی سیلین دارای طبع گرم هستند ، از سوی دیگر خوراکیهای طبع سرد فاقد انرژی و حرارت هستند ( شامل خوراکی های ترش مزه مانند مرکبات و بی مزه مانند خیار و هندوانه ) که با مصرف آنها ، عوارض و علائم سردی ایجاد و مشاهده می شود که عبارتند از :
آبریزش دهان ، خواب زیاد ، سستی و بی حالی ، نمناکی پوست ، افت فشار خون ، سرگیجه ، تهوع ، کم اشتهایی ، اسهال و استفراغ ، سیاهی رفتن چشم ، کاهش میل جنسی ، ریزش مو ، بالا رفتن احتمال مؤنث شدن جنین ، ضعف حافظه ، نازایی ، دردهای عضلانی ، خواب رفتن اعضاء ، کسی که دارای طبعی گرم است ، یعنی مزاج وی با خوراکی های پر حرارت ( شیرین یا تند ) سازگار است . با خوردن سردی ( گوجه فرنگی ، هندوانه و ... ) به اصطلاح سردی اش می کند که با صرف کمی گرمی مانند نبات داغ یا عرق نعناع بهبود می یابد . از سوی دیگر ، کسی که مزاج وی با خوراکی های کم حرارت ( ترش ، بی مزه ) سازگاری دارد با مصرف گرمی مانند ( مربا ، حلوا و ... ) به اصطلاح گرمی اش می کند که با مصرف سودی مانند (هندوانه ، عرق کاسنی ، دوغ ترش و ... ) بهبود می یابد .
خوراکی های تلخ مزه در هر دو دسته ی گرمی و سردی مشاهده می شوند و نمی توان خوراکی ها را صرفاً از روی سرد بودن در حکم گرمی یا سردی دانست . خوراکی ها با حرارت دادن و جوشاندن رو به گرمی سیر
می کنند .
در مورد ترک اعتیاد باید سعی کرد تا طبع مشخص را بر گرداند ( یعنی اگر سرد است ، خوراکی های گرم تجویز کرد و بر عکس ) سفیدپوستان میل به سردی دارند و سبزه پوستان میل به گرمی و تلخی ، پوست های سفید به فلفل سیاه حساس اند سبزه پوستان به فلفل قرمز .
از میان گوشت حیوانات ، گوشت حیوانات خارخوار ( مانند شتر و بز ) دارای طبع گرم و گوشت آبزیان و خوک دارای طبع سرد است و گوشت مرغ ، گوسفند و پرندگان دارای طبع متعادل است . ولی شیر حیوانات تابع گرمی گوشت آنها نیست .از جمله :
ـ شیر بز دارای طبع گرم است .
ـ شیر گاو دارای طبع گرم است .
ـ شیر گوسفند دارای طبع گرم است .
ـ شیر الاغ دارای طبع سرد است .
ـ شیر مادران شیرده دارای طبع گرم تر است .
درجات گرمی و سردی کدامند ؟ درجه یا میزان سردی و گرمی را چهار اندازه تشکیل می دهند .
1 ـ گرم و تر ( یعنی کمی گرم ) مانند چای ( درجه اول گرمی )
2 ـ گرم و خشک ( یعنی خیلی گرم ) مانند شیرینی ( درجه سوم گرمی ) ، خرما ( درجه چهارم گرمی )
3 ـ سرد و تر ( یعنی کمی سرد ) مانند سیب زمینی ( درجه اول سردی ) ، آلبالو ( درجه دوم سردی )
4 ـ سرد و خشک ( یعنی خیلی سرد ) مانند کاسنی ( درجه سوم سردی )

 

 

لزوم تشخیص گرمی و سردی در علاج امراض چیست ؟

برای روشن شدن موضوع به ذکر چند مثال می پردازیم
فرض کنید دچار آبریزش دهان شده اید که احتمالاً ناشی از مصرف سردی زیاد است و با مصرف کمی گرمی بهبود می یابد .
فرض کنید شخص بیمار دچار کثرت شهوت است باید از مصرف گرمی خود داری و از سردی استفاده کند (غیر از میوه های قرمز و سیاه )
فرض کنید با خوردن مقادیر زیادی آجیل با طبع گرم مانند تخمه آفتابگردان دچار گلو درد شده اید . (پس از مصرف گرمی باید محلولی از نوشیدنی های دارای طبع سرد مانند ماء الشعیر یا آب هندوانه غرغره کرد ) با مصرف سردی بهبود می یابید .
فرض کنید دچار سوزش ادرار شدید که یکی از دلایل آن مصرف زیاد گرمی است که با مصرف سردی بیمار رو به بهبود می رود .
فرض کنید احساس بی حالی و کسلی دارید که احتمالاً از مصرف زیاد سردی مثلاً (آب لیموی زیاد یا دوغ ترش ) ناشی می شود که با مصرف گرمی و اصلاح طبع رو به بهبود خواهید رفت .

اخلاط چهارگانه :

چهار نوع خلط برای انسان ها وجود دارد که عبارتند از : سودا ، بلغم ، خون ، صفرا . غلبه هر یک از این اخلاط باعث ایجاد اختلال و مرض شده و هر یک نشانه خاصی دارد که در ادامه به آنها پرداخته خواهد شد .

نشانه های غلبه اخلاط ( خلط ها )

اگر سودا غلبه کرده باشد : تیرگی یا زردی پوست ، غلظت خون ، سوزش سرمعده ، اشتهای کاذب ، آشفتگی فکر ، ترس و دلهره ، احساس ناامنی ، شور بودن مزه دهان هنگام بیدار شدن از خواب ، عرق شور ، یبوست و افسردگی .
اگر بلغم غلبه کرده باشد : سستی و رطوبت پوست ، سوء هاضمه ، آروغ ترش ، خواب زیاد و احساس سنگینی چشم هنگام بیدار شدن از خواب ، آبریزش دهان ، ترش بودن مزه دهان هنگام بیدار شدن از خواب .
اگر خون غلبه کرده باشد : سرخی پوست و صورت ، سنگینی سر ، سستی اعضاء میل به خواب زیاد ، کندی حواس ، خمیازه کشیدن ، شیرین بودن طعم دهان ، جوش زدن تن .
اگر صفرا غلبه کرده باشد : زردی پوست و چشم ، تلخی دهان ، باد کردن و خشکی زبان و بینی ، تشنگی ، ضعف اشتهاء ، استفراغ ، سوزش سر معده ، سرگیجه و خیال پردازی زیاد .

شناختن گرمی و سردی :

از دو جسم یکسان از نظر قوام بنیادی یعنی تخلخل ،آنکه زودتر گرمی پذیر باشد ، آن را گرمتر می گوییم و هر کدام زودتر سردی پذیر باشد آن را سردتر می نامیم .
یعنی آنکه زودتر گرم می شود دلیل بر این است که در گوهر ذاتی گرمتر بوده است و آنکه سردی را زودتر پذیرا می شود سردتر است .
ممکن است دو شیء تحت تأثیر یک عامل یکی زودترو دیگری دیرتر گرم شود .آنکه زودتر گرم می شود در ذات خود گرمتر از دیگری است و این سرمای عارضی است که آن را سرد می کند .
از دو جسم یکسان در قوام ذاتی ، اگر یکی بر اثر سرما زودتر از دیگری منعقد شود سردتر است .
اجسامی نیز وجود دارند که بر اثر گرما منعقد می شوند و هرآنچه بر اثر گرما منعقد شود بر اثر سرما تحلیل می رود و همچنین اشیایی هستند که بر اثر سرما منعقد می شوند و هر آنچه بر اثر سرما منعقد شود گرما آن را ذوب می نماید .
جالینوس عقیده دارد که گرما به وسیله ی خشکانیدن ،اشیاء را منعقد می کند و سرما به وسیله ی رطوبت بخشیدن آن را مایع می سازد .
از دو دارو که یکی گرمتر ولی غلیظ تر باشد ممکن است در انعقاد پذیری با آنکه سردتر است یکسان باشد و این به دلیل غلظت آن است .
اگر آنچه زودتر یخ می بندد در شکل با آنچه دیرتر یخ می بندد متساوی باشد ، آن از دیگری سردتر است .
برای شناسایی قوه ی دارو به ترتیب از :
1 ـ مزه
2 ـ بو
3-رنگ
استفاده می کنیم .

اقسام مزه :

منظور اطباء از واژه ی «مزه »آن چیزی است که حس ذائقه ی آن را درک می نماید بدون اینکه از آن چیز تأثیر پذیر باشد .بدون مزه در این توصیف می گنجد .بدون مزه در واقع دو نوع است :
1 ـ یا اصلاً بدون مزه است مثل آب .
2 ـ یا اینکه مزه دارد ولی حس آن را درک نمی کند .
ممکن است چیزی در خود مزه ای داشته باشد ولی آنقدر غلیظ و متراکم است که چیزی از آن تحلیل نمی شود که با زبان در آمیزد و زبان آن را حس نماید .
مزه ها عبارتند از :شیرین ، تلخ ، تند ، شور ، ترش ، گس ، قابض و چرب.
اطباء برای گوهری که مزه را در بردارد تقسیماتی قائلند و گویند :
آن گوهر یا متراکم و خاکی است ، یا لطیف است یا معتدل و قوه ی آن یا گرم یا سرد یا حد وسط بین گرم و سرد است . اگر متراکم و خاکی گرم باشد مزه آن تلخ است .اگر متراکم و خاکی سرد باشد مزه ی آن گس است . اگر متراکم و خاکی معتدل باشد مزه ی آن شیرین است .
چنانچه گوهر جسم در بردارنده ی لطیف باشد در حالت گرمی تند مزه ، در حالت سردی ترش و در حالت اعتدال چرب است . اگر گوهر در بردارنده ی مزه ی معتدل باشد یعنی حد وسط بین تراکم و لطافت باشد در حالت گرمی شور ، درحالت سردی گیرنده (قابض ) و در حالت اعتدال گویند بی مزه است .

مزه های گرم :

مزه هایی که دلالت بر گرمی دارند به ترتیب عبارتند از : مزه های تند ، تلخ ، شور.
تند بیشتر از تلخ و شور دلالت بر گرمی دارد ، زیرا در تحلیل بردن مواد و تقطیع و زدودن فعال تر از تلخ و شور است . مزه ی تلخ گرمتر از شور است ، زیرا شور تلخی بوده است که به وسیله ی رطوبتی سرد که بر او روی آورده است از مزه ی اصلی اش کاسته است و در این تحویل و تحول قسمتی از گرمی را نیز از دست داده است .

مزه های سرد :

مزه های سرد مزاج به ترتیب اولویت عبارتند از :مزه های گس ، قابض و ترش .
این سه مرحله ی گسی و قبضی و ترشی را می توان در میوه ای یافت که در سرانجام مزه ی شیرین می دهد و در نخستین مرحله ی تکوین بسیار سردی بخش است و این سردی از گسی مزه ی آن ناشی می شود .
هر گاه جریان هوا و ماده ی آبکی در آن حاصل شد و از هوا و گرمی آفتاب اعتدالی یافت و به نوعی از پختگی رسید به ترش مزگی می زند ،مثل غوره .

تأثیر شیرین و چرب بر زبان :

هر آنچه که بر زبان سردی گردآورده و بند کرده و مایه ی غلظت این عضو شده است به وسیله ی شیرین یا چرب سیلان می یابد اما تحلیل نمی رود . از این رو شیرین و چرب، زبان را منبسط می کند و زبری زبان را از بین می برد و آن را نرم می سازد .
چربی بدون اینکه از آن گرمی احساس شود کار خود را انجام می دهد ، اما شیرین همراه گرمی است و به همین علت است که رسانندگی شیرین بیشتر است .
لذت بخشی مزه شیرین به این دلیل است که این مزه غلظت را به کلی از بین می برد و سبب سیلان و نرمی می شود و آزار ناشی از انجماد را از بین می برد .
ماده ی غلیظی که در اثر گرما به سیلان می افتد برای تبدیل شدن به شیرینی و چربی آمادگی دارد .
کنش های مزه شیرین عبارتند از :پخته گردانیدن ، نرم کردن و تکثیر غذا . مزاج آن را دوست دارد ، نیروی جاذبه آن را جذب می کند .

کنش تلخ و شور :

تلخ و شور هر دو زبان را می تراشند و فرق آن دو در این است که زدودن در مزه ی شور سبک است و زبان را شستشو می دهد و زبری همراه ندارد . لطیف است و به کلیه ی اجزای اندام می رسد و در همه یکنواخت پراکنده می شود و لیکن دهانه معده را آزار می دهد . لیکن مزه تلخ در تراشیدن به حدی شدید است که زبان را زبر می نماید و به این دلیل زبر است که به تمام سطح زبان نمی رسد.کار مزه ی تلخ زدودن و زبر نمودن است .

کنش مزه ی تند و ترش :

تندو ترش هر دو زبان را می گزند ولی تند بسیار گزندگی بیشتری دارد و گرمی ببار می آورد .
مزه ترش زبان را می گزد و لیکن گزندگی آن زیاد نیست و می توان آن را حد وسط نامید و گرمی همراه او نیست .هرگاه جسم تلخ مزه در مایعی بی مزه حل شود و سپس محلول منعقد گردد مانند آب خاکستر شور می شود .
هرگاه مزه گس بر اثر افزایش رطوبت و حرارت پخته شود و حرارت کمتر از آن باشد که عمل پختن را به طور کامل انجام دهد، ترشی به وجود می آید در صورتی که گوهر ترش عموماً تری است و همچنین گوهر شیرین گرایش به تری دارد اما گوهر تلخی و گسی به خشکی نزدیک تر است .
مزه ی گس اگر ضعیف باشد قابض است و اگر شدید باشد فشرنده است .
کار مزه تند تحلیل و تقطیع و تعفن است .کنش مزه شور زدودن ، شستن و خشک گردانیدن و ممانعت از تعفن می باشد .کنش مزه ترش سرگردانیدن و بریدن است .

کنش قابض :

کار قبض غلظت بخشیدن و سخت گردانیدن و باز داشتن است .

کنش چرب:

نرم کردن ،لیزی دادن ، کمی پختن و رسانیدن است .

آمیختگی مزه ها :

گاهی دو مزه در یک جسم گرد هم آمده اند ، مثلاً :1 ـ تلخی و قبضی در افشره گیاه فیل زهره و چنین مزه ای را بشاعت می گویند . 2 ـ تلخی و شوری در دارچین ختایی که این مزه را زعوقت نامیده اند . 3 ـ تندی و شیرینی در انگبین پخته .4 ـ تلخی و تندی قبض در بادمجان . 5 ـ تلخی و بی مزگی در کاسنی .گاهی اتفاق می افتد که گرد آمدن دو مزه در یک جسم سبب می شود که کنش یکی از مزه ها تقویت گردد .گاهی گرد آمدن دو مزه موجب خنثی شدن هر دو مزه می شود . مثلاً در گردآمدگی ترشی و گسی در غوره ، گسی نمی گذارد ترشی زیاد نفوذ کند و سردی برساند .
گاهی قوام ضد کیفیت است مثلاً غلظتی که در ماست چکیده (کسیه ای ) حاصل می شود و سردی آن را به کمترین حد می رساند .
گاهی برخی از مزه ها که با مزه دیگری آمیزش دارند به مرور زمان خالص می شوند مانند آب غوره که اگر مدت زیادی بماند مزه گس و مشابه آن که در آن هست به تدریج ته نشین می شود و تنها ترش مزگی خالص می ماند .
گاهی مزه ای که خالص است (با مزه ها آمیخته نیست ) به مرور زمان با مزه دیگری می آمیزد و ناخالص می شود . مانند عسل که اگر زیاد بماند تلخ و تند مزه می شود یا مانند افشره ی انگور که به مرور زمان سخت تلخ و تند می شود و سپس تمایل به تند مزگی پیدا می کند .

کنش های مزه های به هم آمیخته :

اگر گس و تلخ را به هم آمیزند ، کنش آن زدودن همراه با قبض است .
اگر گس و تلخ با هم باشند در چند حالت مفید هستند :
1 ـ برای شفا بخشیدن زخم هایی که کمی فروهشتگی دارند . 2 ـ برای باز نمودن انسداد عمومی. 3 ـ برای طحال به شرطی که تلخی در این ترکیب زیاد ضعیف نباشد مفید است .
بطور کلی هرگاه مزه های گس وتلخ با هم باشند برای معده وکبد مفید هستند. مزه تلخ مطلق یا تند مزه خالص هر دو برای احشاء زیان آورند ، اما اگر تلخ همراه قبض باشد برای آن مفید است ،زیرا تلخی را می زداید و قبض قوت درون را نگهداری می کند .
بطور عموم مزه شیرین که همراه قابض باشد مطلوب احشاء است ، زیرا شیرین قابض هم لذیذ است و هم مقوی و از آنجا که شیرین همراه قبض به حالت اعتدالی می ماند زبری مری را نافع است .
هر چیزی که مزه گسی خشک کننده یا قبضی خشکی دهنده در آن است اگر همراه آن گسی یا قبضی ، چربی یا بی مزگی یا شیرینی یا هر چه

/ 0 نظر / 116 بازدید